السيد محمد حسين الطهراني

27

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب

حكمت سيراب گردد ناگهان بر او تاخته و با تيغ قهر و جفا ، كارش را مىسازند . مثل اين سالك مثل كسى است كه در حوض خانهء خود آبى وارد ساخته است و مدّتى به آن دست نزده تا تمام آلودگىها و كثافات آن ته‌نشين شده آب صافى در حوض نمودار و گمان مىكند اين صفا و پاكى پايدار و هميشه است ، ولى به محض آنكه بخواهد در حوض فرورود يا چيزى را در حوض بشويد ناگهان تمام آن لردها و كثافات ، آب صاف را آلوده نموده لكّه‌هاى سياه بر روى آب پديد مىآيد . لذا بايد آن‌قدر سالك با مجاهده و رياضت تحصيل آرامش خيال بنمايد كه مواليد خياليّهء او در ذهن او متحجّر شده و نتوانند قيام نموده و ذهن او را وقت توجّه به معبود مشوّش دارند . چون سالك از عالم طبع و برزخ گذشت به عالم روح وارد مىشود و سپس مراحلى را طىّ مىكند كه ان شاء اللّه تعالى شرح آن به تفصيل خواهد آمد . اجمال آن اينست كه سالك توفيق يافته ، مشاهدهء نفس خود و صفات و اسماء الهيّه را نموده كم‌كم به مرحلهء فناء كلّى رسيده و سپس به مقام بقاء به معبود مىرسد ، در اين موقع حيات ابدى بر او ثابت مىگردد . هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق * ثبت است در جريدهء عالم دوام ما